۱۳٩٢/٤/٢۱ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ

احترام ....

حضرت یوسف با گروهی از لشکریان خود با شکوه خاصی به استقبال

حضرت یعقوب آمدند .وقتی که نزدیک هم رسیدند ، حضرت یوسف بر پدر

سلام و احترام کرد ،اما در همان اوضاع ، برای شکوه و عظمت خود

مناسب ندید که از مرکب پیاده شود و در یک لحظه ترک اولی کرد .

جبرئیل بر او نازل شد و به او گفت : " دست خود را باز کن " و چون

یوسف دست خود را گشود نوری از کف دستش به طرف آسمان ساطع

شد .حضرت یوسف پرسید : این نور چه بود ؟ و جبرئیل پاسخ داد : این

نور نبوت است که از صلب تو خارج شد . بخاطر آنکه لحظه ای پیش بر

پدر تواضع نکردی و در برابر او پیاده نشدی .

امام هادی ع فرمودند : " وقتی جبرئیل به دستور خدا ، نور نبوت را از

صلب حضرت یوسف خارج کرد ، آن را در صلب " لاوی " یکی از برادران

یوسف قرار داد چرا که او برادران را از کشتن یوسف نهی کرده بود .

خداوند به این ترتیب او را به پاداشش رسانید و به این افتخار رسید که

پیامبران بنی اسرائیل از ناحیه فرزندان او بوجود آیند ، و حضرت موسی

از نوادگان لاوی است .

************************************************************

امام صادق ع :هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان بخاطر خدا ، انسان را به رضایت خدا نمی رساند .

پیامبر خدا ص :هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند ، در مقابل هر نگاه ثواب یک حج کاملِ مقبول به او داده می شود .

امام علی ع : بزرگ ترین و مهم ترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است .




پند بزرگان
۱۳٩٢/٤/۱٩ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ

رمضان المبارک....

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله :

ای مردم : حق تعالی سوگند یاد کرده به عزت و جلال خود که عذاب

نکند نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را و نترساند ایشان را به

آتش جهنم...

ای مردم : در این ماه بلند کنید دستهای خود را به دعا در اوقات نماز ،

زیراکه وقت نماز بهترین ساعات است .نظر میکند حق تعالی در این

اوقات به رحمت به سوی بندگان خود و جواب می گوید ایشان را هر گاه

او رامناجات کنند  و لبیک می گوید ایشان را و مستجاب می کند هر گاه

اورابخوانند ...

 ای مردم : هر که در این ماه بسیار صلوات بر من فرستد ، خدا سنگین

گرداند ترازوی عمل اورا در روزی که ترازوهای اعمال سبک باشد ...

 




پند بزرگان
۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ

یا خیر حبیب و محبوب ...

شیخ رجبعلی خیاط می گوید :

چشمت به نامحرم می افتد ، اگر خوشت نیاید

مریضی ...

اما اگر خوشت آمد فورآ چشمت را ببند و بگو :

"یا خیر حبیب و محبوب . یعنی ای خدا من فقط

تورا می خواهم . اینها چیه ؟ اینها دوست

داشتنی نیستند ..."




پند بزرگان
۱۳٩٢/٤/۱۱ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ

یک کلید برای سه قفل ...

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت : سه

قفل در زندگی دارم و سه کلید می خواهم .

قفل اول این استکه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم .

قفل دوم این استکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد .

و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم .

شیخ فرمود :برای قفل اول ، نمازت را اول وقت بخوان .

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان .

برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان .

جوان با تعجب پرسید یک کلید برای سه قفل ؟؟!

شیخ نخودکی فرمود :

" نماز اول وقت شاه کلید است ."




پند بزرگان
۱۳٩٢/۳/۱۱ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ

ایاک نعبدوا و ایاک نستعین ...

1_ می گفت هر چیزی که میخواهید از خدا ، برای همه بخواهید ...

نگید : خدا به من اینو بده یا اونو بده ...

خودِ خدا هم تو سوره اش فرموده " ایاک نعبدوا و ایاک نستعین " یعنی

تورا عبادت "می کنیم" و از تو کمک "می خواهیم" .

می تونست بگه " ایاک اعبدو " یعنی تورا عبادت " می کنم "...

ولی فرمود "ایاک نعبدوا " تورا عبادت "می کنیم "...

جمع بسته ...

پس تو مقوله دعا کردن کلی نگر باشید ...

برای همه بخواهید و مطمئن باشید به خودتونم می دن ...

2 _ می گفت : تو دعای ماه رمضان می گیم : " اللهم رد کل غریب ،

اللهم فرج عن کل مهموم ، اللهم اقضِ دینَ کل مدین ...."

یعنی خدایا همه ی غریب ها رو به وطن شون برسون . غم رو از دل

همه غصه دارها پاک کن . قرض همه ی بدهکارها رو صاف کن ...

یعنی برای حاجات همه مردم دعا کنید ...

خود خواه نباشید ، هر چه می خواهید برای همه بخواهید  ...

___________________________________________________________________________

پ.ن.1 _ سخنرانی آقای قرائتی درجمع معتکفین و شرکت کتتدگان  مراسم ام داوود دانشگاه تهران

پ.ن.2_ سخنرانی امام خامنه ای




پند بزرگان, دلنوشته
۱۳٩٢/۳/٦ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ

می گفت :هرچی از خدا می خواهید خوبشو بخواهید ...

می گفت هرچیزی که از خدا می خواهید خوبشو بخواهید .

حاج آقا قرائتی تو مراسم اعتکاف تو مسجد دانشگاه تهران می گفت .

می گفت تو دعا کردن چیزای خوب بخواهید . اسم نبرید . مثال می زد جوونه عاشق یه

دختری میشه میگه خدایا همونو برام درست کن . اینطوری دعا نکنید همیشه از خدا

طلب خیر کنید .بعدش مثال زد یه مثال قرآنی .

گفت حضرت یوسف برای فرار از دست زلیخا گفت :

" رب السجنُ احبُ الیَ مما یدعوننی "

یعنی خدایا من زندان رو بیشتر دوست دارم ازاینی که ایناازمن میخوان

بعدش افتاد زندان و گفت اِ خدا چرا زندان ؟ ( البته اینجاش حرفای حاج آقا ست ) خدا هم

گفت خودت گفتی زندانو دوست داری .

پس برا خدا تعیین تکلیف نکنید .

مثل حضرت موسی زرنگ باشید . وقتی از دست فرعونیان فرار کرد و به مدین

رسید دید مردم دارند به دامها آب می دن ولی دو تا زن یه گوشه ایستادند و مانع از آب

خوردن دامها میشن . پرسید چرا اینکار رو می کنید گفتن ما صبر میکنیم همه برن و بعد

ما به دامها آب میدیم که موسی دام اونها رو سیراب کرد و اونها رفتند و بعدش موسی یه

گوشه نشست و نگفت خدایا گشنمه غذا بهم بده گفت :

" ربِ انی لما انزلتُ الیَ من خیرفقیر " یعنی خدایا من ، به هر خیری که

برام بفرستی سخت محتاجم .

بعد دید یکی از اون دخترا داره میاد و گفت پدرم کارت داره وقتی میره نزد شعیب ، ایشون

میگه می خوای چوپان ما باشی ؟وموسی هم قبول میکنه بعدش میگه دامادم چی ؟

موسی هم میگه بله بعد می پرسه برا مهر دخترم چند سال هم برامون چوپانی کن و تو

خونه ما زندگی کن .

حاج آقا با اون لحن شیرینش تو فضای روحانی اعتکاف جوری این حرفارو گفت که بچه ها

با خنده روی لبشون ، یاد مهربونی خدا افتادند و های های گریه کردند...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن.1- سوره یوسف آیه33

پ.ن.2- سوره قصص آیات 21 تا 28




دلنوشته, پند بزرگان
۱۳٩٢/۱/۱۸ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ

وقتی از مسجد برگشتم ، خوار برگشتم ...

ادامه بحث پیرامون خطبه فدک برگرفته ازدرسهای حاج آقا مجتبی تهرانی ( ره )( بخش پایانی )

 

حضرت زهرا سلام الله علیها در ادامه سخنان خود در مسجد به

مباحثی اشاره می نمایند .

_معرفی خویش و توصیف پیامبر ص

_معرفی کمالات امام علی ع و مبارزات ایشان

_حال مردم در فتنه ها

_ اعتراض به غصب خلافت و عجله در غصب آن

_دادخواهی در باره فدک و روی سخن با ابوبکر

_واگذار کردن ایشان به قیامت

_اعتراض به سکوت دیگران و اینکه چرا انصار کاری نمی کنند

_اعتراض به انصار که چرا با غاصبان خلافت نمی جنگند

_ اتمام حجت حضرت با حاضرین

_محاجه حضرت با ابوبکر و عوام فریبی ابوبکر

_پاسخ حضرت به ابوبکر و افشای خیانت غاصبان

_سخن پایانی حضرت و اعتراض به سکوت مردم

فصل آخر

 بازگشت به خانه

پس از اتمام سخنان حضرت ، وی به خانه بازگشت .

در روایت آمده است :

( ثم انکفات و امیرالمومنین ع یتوقع رجوعها الیه)

سپس حضرت به خانه بازگشت در حالی که امیرالمومنین ع انتظار

بازگشت وی را می کشید .

( و یتطلع طلوعها علیه )

و علی ع چشم براه حضرت بود .

" تطلع " یعنی سر کشیدن . یعنی حضرت علی ع دائمآ از در خانه سر

می کشید تا ببیند زهرا س کی می آید .

یعنی دلواپس بود. شاید هم نگران بود که نکند این جماعت دوباره صدمه

ای به زهرا برسانند .

( فلما استقرت بها الدار قالت لامیرالمومنین ع: "یابن ابی طالب ،

اشتملت شملة الجنین و قعدت حجرة الظنین " )

وقتی حضرت وارد خانه شد ، رو به علی کرد و گفت آیا مانند یک طفل در

رحم ، کنجی نشسته ای و مثل افراد متهم در یک گوشه جا گرفته ای ؟

( نقضت قادمة الاجدل فخانک ریش الاعزل )

تو کسی بودی که بالهای باز شکاری را در هم می کوبیدی ، حالا این

کسانیکه بی سلاح هم هستند به تو خیانت می کنند .

( هذا ابن ابی قحافة ،  یبتزنی نحیلة ابی و بلغة ابنی لقد اجهد ....

.

.

.... لا اغنیت قائلآ او باطلآ و لا خیار لی ! لیتنی مت قبل هنیتی )

این پسر ابوقحافه است که عطیه ی پدرم و وسیله ی فرزندانم را از من

ربود ،کوشش کرد با من دشمنی کند و او را در مکالمه ای که با من

داشت ، دشمن ترین و لجبازترین دشمنانم یافتم تا جایی که فرزندان

قیله " یعنی  انصار " از حمایت من دریغ کردند و مهاجرین هم

خویشاوندی و کمکشان را از من باز داشتند و دیگران هم چشم خود را

بستند .

نه کسی از من دفاع کرد و نه کسی مانع از ظلم شد .

از خانه که بیرون رفتم ، بغض گلویم را گرفته بود و وقتی از مسجد باز

گشتم خوار برگشتم .

ای علی ع از روزی که تندی شمشیرت را از بین بردی ، صورت خودت را

هم ذلیل کردی. تو کسی بودی که گرگها را از هم می دریدی ، حالا

خاک نشین شده ای . تو چرا جلوی این حرفهای باطل را نمی گیری و

هیچ کار موثری برای دفع فتنه انجام نمی دهی و من اختیاری از خود

ندارم .

کاش قبل از این مرده بودم و وضع تورا نمی دیدم .

در اینجا لحن حضرت زهرا س عوض می شود زیرا می بیند دل علی ع را

بدرد آورده است ، لذا می فرماید :

(عذیری الله منه عادیآ و منک حامیآ ، ویلای فی کل شارق ویلای

فی کل غارب )

خدایا عذر مرا بپذیر که علی در مواردی ظلم ها را از من دور کرده و از من

حمایت کرده...

وای بر من در هر صبحدمی و وای بر من در هر شبانگاهی ...

و این اوج مظلومیت مادر ماست ....

(مات العمد و وهن العضد شکوای الی ابی و عدوای الی ربی

اللهم انت اشد منهم قوة و حولا و اشد باسآ وتنکیلا )

تکیه گاه ما مرد و بازوی ما سست شد .شکایتم را به پدرم و عرض حالم

را به پروردگارم ارائه میدهم .

پروردگارا تو از نظر قدرت از اینها نیرومندتر و قوی تر هستی  و عذاب و

انتقام تو از دیگران شدیدتر است .

تسلی دادن امیر المومنین به حضرت زهرا س

( فقال امیر المومنین ع : لاویل لک بل الویل لشانئک . ثم نهنهی

عن وجدک یا ابنتةالصفوة و بقیةالنبوة ......

.

.

......و ما اعدلک افضل مما قطع عنک ، فاحتسبی الله )

امیر المومنین علی ع فرمود : وای بر تو نیست ، بلکه وای بر کسی

استکه به تو بغض دارد و با تو به بدی رفتار می کند .

خود را از خشم بازدار ، ای دختر پیامبر برگزیده و ای یادگار نبوت . در

دینم عجز نشان ندادم و از آنچه بر آن توانایی داشتم کوتاهی نکردم ، اگر

به اندازه کفاف می خواهی روزی تو ضمانت شده است و متکفل آن هم

امین است و آنچه برای تو مهیا شده بهتر از آن استکه از تو منع شده .

پس به حساب خدا قرار ده .

( فقالت : حسبی الله و امسکت )

در اینجا خانم فرموده باشد : خدا برای من کافی است و دیگر چیزی

نگفت .

درروایت است که ضمن صحبتهای زهراس صدای اذان بلند شد .

امیر المومنین ع سرش را بلند کرد و به چهره ی زهرا س نگاه

کرد و گفت :

" من فرق نکرده ام . من همان هستم که در جبهه های جنگ مبارزه

میکرد ، اما آیا دلت می خواهد دیگر این شهادت به رسالت پیامبر را نه تو

بشنوی ونه دیگران در طول تاریخ بشنوند ؟ یعنی اگر من قیام کنم اسلام

ضربه می خورد و چیزی ار آن باقی نمی ماند .

من باید حساب کار را تا قیامت بکنم و مصلحت اسلام را در نظر بگیرم ."

اینجا بود که حضرت زهرا س فرمود :

حالا دیگر منهم صبر میکنم برای اینکه اسلام و رسالت پیامبر در طول

تاریخ بماند ،پس ما اهل بیت با همه ی این فشارها بازهم صبر میکنیم .

 

پ.ن.در اینجا حاج آقا مجتبی توضیح می دهد ( ممکن است بعضی افراد که مطلب را

درست نفهمیدند ، فکر کنند حضرت زهرا س نعوذبالله به علی ع تندی کرد .

اصلآ اینطور نیست بلکه حضرت می دانند که در طول تاریخ این سولات مطرح می شود

که چرا امام علی ع قیام نکردند ، پس این مسائل را مطرح میکند تا پاسخ شوهرش بیان

شود و علت صبر امام علی ع معلوم شود .وگرنه ایشان نسبت به صبرو سکوت امام

علی ع هیچ شبهه ای نداشتند .




مادرم پهلو شکسته, حضرت عشق, پند بزرگان
۱۳٩٢/۱/۱۸ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ

با گناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم ...

فعالیت کردن در فضای مجازی و پاک ماندن در آن تقوای دو چندان

می خواهد .

یادمان نرود ...گاهی با گناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم ...

یادمان نرود که فضای مجازی هم محضر خداست ...

در روز حساب تمام این سایت ها ، تمام کلیک ها ، یا هو مسنجرها ، آی

دی ها ،چت روم ها به حرف می آیند و برکارهایمان گواهی می دهند  .

نکند که شرمنده شویم ...

امان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس ...

خوب است گاهی روی مانیتور کامپیوترمان بچسبانیم

" ورود شیطان ممنوع "

 

پ.ن.از وبلاگ دوست خوبم سارا خانم




پند بزرگان
۱۳٩٢/۱/۱۱ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ

وقتی مادر شروع به صحبت کرد ، باز مردم گریه کردند ...

خطبه فدک برگرفته از درسهای حاج آقا مجتبی تهرانی ( ره ) 

قسمت سوم

گریه دوباره مردم

(افتتحت الکلام بحمدالله والثناء علیه والصلاة علی رسول الله ص )

یعنی حضرت پس از آرامش مجلس شروع به سخن کرد و آغاز سخن

وی حمد و ثنای الهی بود و سپس درود بر پیامبر اکرم ص .

دقت کنید در همین جا باز هم روش پدر را در پیش می گیرد .

( فعاد القوم فی بکائهم )

وقتی حضرت شروع به سخن کرد ، باز مردم گریه کردند .

( فلما امسکوا )

پس از اینکه ساکت شدند .

معلوم می شود حضرت صبر کرده اند تا گریه ی مردم قدری آرام گیرد.

( عادت فی کلامها )

حضرت به سخن باز گشتند.

پس از اینکه مجلس آرام شد  حضرت زهرا س شروع به سخن کردند که

سخنان ایشان به ترتیب ذکر می شود :

_حمد الهی و شکر نعمتها

_ثنای حق تعالی

_شهادت بر توحید

_خلقت و ابداع

_فلسفه ی ثواب و عقاب الهی

_شهادت به رسالت

_وضع مردم قبل از بعثت پیامبر خاتم ص

_رحلت رسول خدا ص

تکلیف امت بعد از پیامبر :

( ثم التفتت الی المجلس و قالت : )

( انتم عباد الله نصب امره و نهیه و حملة دینه و و حیه )

پس حضرت رو کرد به کسانی که در مسجد نشسته بودند و آنها را

مخاطب قرار داد وگفت شما ای بندگان خدا ، مورد امر و نهی خدا

هستید و شما حاملین دین خدا و وحی او هستید .

( و امناء الله علی انفسکم و بلغاوه الی الامم )

شما باید امینهای خدا نسبت به خودتان باشید و رسانندگانی از جانب

خدا به امتها .

( و زعمتم حقآ لکم ؟ )

آیا گمان می کنید که این مقامها حق شما بود ؟

سزاوار شما بود ؟یعنی شمایی که به خود خیانت و جنایت کردید آیا

امین بودید ؟

از اینجا حضرت شروع به اعتراض می کنند .

اشاره به اینکه شما لایق مقام امامت و خلافت نیستید چون هم به خود

و هم به امتها خیانت کردید و رعایت امانت الهی را نکردید و مسیر دین

خدا را پس از رحلت پیامبر منحرف ساختید .

دلایل این امر را حضرت در عبارات بعدی می فرمایند .

یاد آوری عهد و بقیه ی الهی

( لله فیکم عهدآ قدمه الیکم و بقیة استخلفها علیکم )

 برای خداوند در بین شما عهد وپیمانی است که آنرا سابقآ به شما

گفته اند و برای خداوند میان شما یادگاری است که خداوند آنرا خلیفه بر

شما قرار داد .

در اینجا باید دید مراد از عهد و بقیه چیست ؟ ....




مادرم پهلو شکسته, پند بزرگان
۱۳٩٢/۱/٦ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ

دعا کنید ...




پند بزرگان
۱۳٩٢/۱/۳ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ

زن مسلمان از دیدگاه امام خامنه ای

زن مسلمان آن زنی استکه هم دین خود را،حجاب خود را ، زنانگی خود را ، ظرافت

رقت ها و لطافتهای خود را حفظ می کندهم از حق دفاع میکند و هم در میدان معنویت ،

علم و تحقیق و تقرب به خدا پیشروی میکند و شخصیتی برجسته نشان میدهد و هم در

میدان سیاسی حضور دارد .

آیا جنایتی از این بزرگتر به زن هست که ،زن را با آرایش ، مد و جلوه گری زیوز آلات

سرگرم کنند و از او بعنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند ؟

امروز سر و سینه را از زیور آلات پر کردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن

برای زن انقلابی و مسلمان ایرانی ننگ است .

چادر ، بهترین نوع حجاب و نشان ملی ماست .

پس زن بد حجاب وسیله و ابزاری برای شهوترانی اراذل ، مردان و جوانان هرزه است .

زن بد حجاب ملعبه و بازیچه جوانان فاسد الاخلاق است .

زن بد حجاب عروسکی است برای چشم چرانی از خدا بی خبران .

زن بد حجاب باعث ننگ اسلام و ایران و ملت شریف مسلمان است .

زن بد حجاب سبب خیانت به شوهر و باعث دلسردی و بی اعتمادی او نسبت به

زندگی و همسرش می شود .




من چادری هستم, پند بزرگان
۱۳٩۱/۱٢/۳٠ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ

من می روم تا تو چادرت را در نیاوری ....

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس خاطره ای را اینطور

نقل میکند :

یادم میآیدیکروزحمله ی شدیدی صورت گرفت بطوریکه ازبیمارستان های

صحرایی مجروحان زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند .

اوضاع همه ی آنها به شدت وخیم بود . در این میان وضع یکی از

مجروحان از همه بدتر بود .

رگهایش پاره پاره شده بود و با اینکه سعی کرده بودند زخمهایش را

ببندند خونریزی شدیدی داشت .

مجروحین را یکی یکی اتاق عمل می بردیم و منتظر می شدیم عمل

یکی تمام شود تا بعدی را داخل ببریم .

وقتی دکتر اتاق عمل این مجروح را دیدبه من گفت بیاورمش اتاق عمل و

برای جراحی آماده اش کنم .

من در آن زمان چادر به سر داشتم و دکتر اشاره کرد تا چادرم را در

بیاورم تا راحت تر مجروح را حمل کنم .

همان موقع که داشتم از کنار مجروح رد می شدم تا بروم داخل  اتاقی و

چادرم را در بیاورم ، مجروح که برای لحظه ای به هوش آمده بود و

صحبتهای ما را شنیده بود ،به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده

بریده و به سختی گفت :

" من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری "......




پند بزرگان, من چادری هستم
۱۳٩۱/۱٢/۱٧ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ

ناله ی مادر چنان جانسوز بود که ...

ادامه بحث تفسیر مقدمه خطبه فدک توسط عالم ربانی حاج آقا مجتبی تهرانی ( ره )

( تطا ذیولها )

یعنی حضرت در راه رفتن پا روی لباسش می گذاشت. یا بر اثر ناراحتی

با شتاب حرکت می کرد .در این جا به طور مسلم منظور این است که

لباس ایشان آنقدر بلندبود که گاه زیر پا قرار می گرفت و چون ممکن

است از این عبارت استشمام شود که " حضرت در راه رفتن عجله

داشتند " ، در ادامه آمده است :

(ما تخرم مشیتها مشیة رسول الله )

یعنی راه رفتن حضرت هیچ کم ازراه رفتن پیغمبر اکرم ص نداشت .

مشیة بر وزن فعله نوع و هیئت فعل را می رساند .

یعنی باهمان متانت و وقار رسول اکرم ص حرکت می کرد و آن عظمت و

وقار و متانت در راه رفتن او بود و همه ی آنچه راکه شایسته ی یک زن

است رعایت کرده بود .

در این عبارت دو نکته وجود دارد :

اول آنکه رفع این شبهه است که چرا حضرت تند می رفت و عجله

داشت که پاسخ می گوید مشی او مثل پدرش رسول اکرم ص بود یعنی

با همان وقار و متانت و

دوم این که شاید بدلیل بلند بودن ، لباس قهرآ زیر پایش قرار می گرفته

است.

ورود به مسجد

( حتی دخلت علی ابی بکر و هو فی حشد من المهاجرین و

الانصار و غیرهم )

تا اینکه حضرت وارد شد بر ابی بکر در مسجد در حالی که گرداگرد او را

جمع زیادی از مهاجرین وانصار و دیگر مسلمین گرفته بود .

( فنیطت دونها ملاء ة )

سپس میان حضرت و مردم پرده ای نصب شد .

وقتی حضرت زهرا س وارد مسجد می شود ، در آنجا پرده ای نصب می

شود .

" ملاء ة " به معنای ازار یا پارچه است . یعنی بین ایشان و آن مردها

پرده ای آویخته می شود حتی در بعضی نسخه ها جنس پرده را که

مصری بوده مشخص کرده اند .

به هر حال نکته ی مهم این است که همین که حضرت وارد می شود ،

دستور می دهندکه پرده ای بین ایشان و دیگران بیاویزند .

البته از کلمه " فجلست " که در خطبه آمده ،استفاده می شود که قبل

از اینکه حضرت بنشیند پرده را می آویزند . و این باز از اموری است برای

حفظ حضرت ازنگاه مردان و احترامی بوده که به صورت سنت در آمده

است و امروزه نیز در مجالس مذهبی رعایت می شود .

بعد در مقدمه خطبه آمده است :

( ثم انت انة اجهش القوم لها بالبکاء )

یعنی حضرت وقتی نشست ناله ای کرد و ناله اش آنچنان جانسوز بود

که تمام مهاجرین و انصار و زن ومردی که در مسجد بودند شروع کردند

به گریه کردن .

 این گریه ی معمولی و عادی نبود زیرا تعبیر " اجهش القوم " یعنی

انسان ازناراحتی زیاد به حالت زاری بیفتد و به خود بپیچد و به این طرف

و آن طرف بیفتدمثل بچه ای که خود را در دامان مادر می اندازد .

ناله ی حضرت مسجد را اینطور بهم زد .

( فارتج المجلس )

و سپس مجلس متشنج شد .

( ثم امهلت هنیة حتی اذا سکن نشیج القوم و هدات فورتهم )

حضرت مقداری مهلت دادند تا این قوم آرامش پیدا کند .

این جمله گویای این است که مدتی مردم ضجه می زدند و به اصطلاح

بی تابی می کردند و حضرت مدتی مهلت دادند تا مجلس آرام بگیرد .

(افتتحت الکلام بحمدالله والثناءعلیه والصلاة علی رسول الله ص )

حضرت بعد از آرامش مجلس شروع به سخن کرد و آغاز سخن وی حمد

و ثنای الهی بود و سپس درود بر پیغمبر اکرم ص .

دقت کنید در همین جا هم باز روش پدر را پیش می گیرد .

(فعاد القوم فی بکائهم )

وقتی حضرت شروع به سخن کرد باز مردم گریه کردند .

( فلما امسکوا )

پس از اینکه ساکت شدند .

معلوم می شود حضرت صبر کرده اند تا گریه ی مردم آرام گیرد .

( عادت فی کلامها )

حضرت به سخن باز گشتند .

تا اینجا به مقدمات کیفیت حضور حضرت در مسجد و نحوه ی آمادگی

ایشان از نظر پوشش و حرکت و ورود در مسجد و نشستن و آماده شدن

برای سخن بیان شد .

پس از اینکه مجلس آرام شد حضرت شروع به سخن کردند.

 

پ.ن. 1.هدف از این نوشته چگونگی پوشش بی بی دو عالم درانظار

عمومی و طرز برخورد ایشان با مردان نامحرم بوده و امید است با الگو

سازی برای پوشش و سبک زندگی زنان امروز ، پیرو راه ایشان باشیم .


پ.ن.2. توصیه میکنم در این ایام که مصادف با ایام فاطمیه است ،متن

کامل خطبه فدک را حتمآ مطالعه بفرما یید .

 




مادرم پهلو شکسته, پند بزرگان
۱۳٩۱/۱٢/٥ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ

دامن کشان رفتی ....

بدرقه استاد ...

چهارشنبه گذشته اول صبح وقتی پیامک اومد که استاد ارتحال کردند ،

باورم نشدوقتی دومین پیامک تسلیت اومد ، تکون خوردم رادیو رو روشن

کردم و بالاخره حدودساعت 11 اعلام کردند ایشون تو بیمارستانی در

مکه جان به جان آفرین تقدیم کردند.

حسابی شوکه شدم ....

امروز شنبه صبح دانشگاه تهران ...

نماز بر بدن استاد رو امام خامنه ای خوندند و وقتی  دعای رکعت چهارم

"اللهم انا لانعلم منها الا خیرا " رو سه بار تکرار کردند گریه همه بلند

شدو پس از نماز گویا آقابر بدن مطهر ایشان بوسه زده بودند چون از

قسمت خانمها معلوم نبود و مجری اعلام کرد" وداع حضرت آقا با بدن

استاد ..."

کاش ما هم جوری زندگی کنیم که ولی خدا بر بدن ما نماز بخوانند ....

در مسیر بدرقه ....

در طول مسیر تشییع همش فکر میکردم تو مسیر پیاده روی از نجف تا

کربلا هستم یعنی دقیقآ همون حس و حال ...

تقریبآ مطمئن بودم و ( هستم ) که امام زمان ع هم در این تشییع

شرکت داشتنددعا کردم و از روح استاد خواستم کمکمان کند در این

زمانه پر از امتحان و فتنه و از خدا خواستم عمر پر عزت و سلامتی به

آقامون عطا کنه تا ظهور امام زمان ع و گله کردم به خدای بزرگ

" اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و شدت فتن بنا و تظاهر

الزمان الینا " ....

از خدا خواستم زندگی و مرگی مانند استاد نصیب ما کند .

انشاءالله ...

کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران ....

با آه و ناله  همراه ایشون بودیم تا خیابون حافظ که تو اونجا ناگهان راننده

ماشین حامل پیکر استاد پا گذاشت رو گاز و بسرعت دور شد و ما

موندیم حسرت دیدار دوباره استاد ودستی برای ایشان  به نشونه وداع

تکون دادم و گفتم: 

" آقا التماس دعا برامون دعا کنیدتو این فتنه ها




دلنوشته, پند بزرگان
۱۳٩۱/۱٢/۱ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ

شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند ...

مرحوم حاج محمد علی فشندی نقل میکرد :

در مسجد جمکران اعمال را به جا آورده و با همسرم می آمدم .

دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارد به طرف مسجد برود .

با خودم گفتم این سید در این هوای گرم تابستان ، از راه رسیده و تشنه است .

ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد .

پس از آنکه ظرف را پس داد گفتم : " آقا شما دعا کنید و فرج

امام زمان را از خدابخواهید تا امر فرجش نزدیک شود ."

فرمود : " شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند ،که

اگربخواهند و دعا کنندفرج ما می رسد .




امام تنها, پند بزرگان
۱۳٩۱/۱۱/٢٧ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ

یابن یس و الذاریات ....

چقدر           حضرت امام زمان ( عج )

مهربان است نسبت به کسانی که اسمش را می برند

و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند .

از پدر و مادر

              هم به آنها مهربانتر است !.....

 

 

( در محضر بهجت )




امام تنها, پند بزرگان
۱۳٩۱/۱۱/٢٧ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ

لیت شعری این استقرت بک النوی ....

هر چند حضرت حجة (عج ) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت

محرومیم ، ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می دانیم ،

آیا آن بزرگواررا با اعمال و رفتار خودو سلامی {هر چند ضعیف }که خدمتشان میفرستیم

خوشنود،

و یا آن حضرت را با اعمال نا پسند خود ، ناراضی و ناراحت میکنیم ....

 

( در محضر بهجت )

 




امام تنها, پند بزرگان
۱۳٩۱/۱۱/۱٩ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ

برای دنیایتان هم که شده سحرها بیدار شوید ...

آیت الله شاه آبادی می فرمودند :

اگر برای نافله ی شب بیدار شدید و برای خواندن نافله آمادگی روحی ندارید بیدار بمانید

بنشینید و حتی چای بخورید .

 انسان بر اثر همین بیداری ، آمادگی برای عبادت را پیدا میکند .

ایشان همچنین می فرمودند :

بیداری سحر ، هم برای مزاج مادی مفید است و هم برای مزاج معنوی .

برای دنیایتان هم که شده سحرها بیدار شوید . چون بیداری سحر وسعت رزق ، زیبایی

چهره و خوش اخلاقی می آورد.




پند بزرگان
۱۳٩۱/٦/۱۱ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ

وصیت اقای نخودکی

فرزند ایشان نقل میکند:

پدرم فرمودند: اگر در این راه تقوا نباشد ریاضات و مجاهدات  را هرگز اثری نیست و جز از خسران ثمری نداردو نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت . حضرت علی ابن الحسین (ع) می فرماید :علمی که به ان عمل نشود برای دارنده ان کفر ودوری از خدا بهمراه می اورد .

 

اگر ادمی یک اربعین به ریاضت بپردازد و اما یک نماز صبح از او قضا شود نتیجه ان اربعین  "هباء منثورا " خواهد بود.

بدان که در تمام عمر تنها یک روز نماز صبحم قضا شد وپسر بچه ای داشتم شب ان روز از دست رفت. سحرگاه مرا گفتند این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح مستحق شدی.

بدان که انجام امور مکروه موجب تنزل مقام بنده می شود وبه عکس ان اتیان مستحب  مرتبه او را ترقی میبخشد.

بدان که در راه حق وسلوک اگر به جایی رسیدم به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است ولی اصل و روح همه این اعما ل خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم (ص) است.




پند بزرگان





درباره وبلاگ

ما ان شقایقیم که با داغ زنده ایم.....

پروفایل

آخرین مطالب

آرشیو

لینک دوستان

صفحات مجزا

نویسندگان

ابر برچسبها

ارباب بی کفن (٢٥)    امام تنها (۱٤)    پند بزرگان (۱٩)    تنهایی (۱٥)    حضرت عشق (۸)    خاطره طور (۱)    خاطره طور (۳)    دلنوشته (٥٩)    شعر ناب (۱٥)    شهید (۳)    شهید محسن نجفی (٥)    مادرم پهلو شکسته (٢٠)    محمدعلی بهمنی (۱)    من چادری هستم (٩)    همسر شهید (٢)   

لوگوی دوستان

دیگر امکانات

    آغاز گوشه نمای شماره1 سمت راست وبسایت ولایت سیّد علی--> >