زیارت وداع ....

سحر دوشنبه ....

حرم حضرت امیر علیه السلام

برای وداع رفتم . تا اون موقع داخل حرم و کنار ضریح نرفته بودم . زیارت مطلقه رو طبق 

آداب زیارت " اذن دخول و دعای زمان ورود به رواق و .... ادامه دادم تا رسیدم روبروی 

ضریح مطهر ودر طلایی،دق الباب کردم و گفتم " یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا

ببضاعة مزجة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین "

     و شروع کردم به زیارت نامه خوندن و سپس داخل شدم . معمولا برای زیارت سعی

نمیکنم با زور جلو برم اما وقتی داخل شدم گویی بارانی از رحمت یا رافت یا نمی دونم

چی فقط بارانی از انرژی مثبت بر من بارید جوری که کاملا اونو احساس کردم و مست

شدم و دستم رو دراز کردم و کسی دست منو چسبوند به ضریح و صورتم رو به اون

ضریح مطهر چسبوندم و تو حسی ناب غرق شدم ....

بیرون که اومدم هنوز مست بودم و این آیه در روحم جریان داشت " مردم رو می بینی که

گویی مست هستند و مست نیستند " چون هر کس از طرف ضریح برمی گشت از می

ناب عشق امام مست شده بود ....

با آقام وداع کردم و مدد خواستم برای درک اربعین ...



/ 1 نظر / 20 بازدید
پارادوکس

اون آدم پشمالو چیه که گوشه ی وبلاگت گذاشتی؟