من برگشتم ...

سلام قلب

بعد از حدود یکماه اومدم . نیشخند

البته دلیل نبودنم این بود که دختر جونی لپ تاپ رو حسابی

پوکونده بود کلافهکلافه

و تو گلوی لپ تاپ یه پول قلمبه گیر کرده بود .گریهگریه

خلاصه دستگاه رو دادم یه جای مطمئن و هاردش رو باز کرده ،

البته قبلش 24 تا پیچ ناقابل رو بازکرده بودنعصبانیو هارد رو خارج

کردن و بعدش دوباره 24 تا پیچ رو بسته و لپ تاپ رو دادن برا

تعمیر اوهاوه

خلاصه بعد از تعمیر و دوباره باز کردن 24 تا پیچ و نصب هارد و

بستن 24 تا پیچ و نصب ویندوز 8 و آشنا شدن با طرز کار این

ویندوز و ...استرس

خلاصه حالا در خدمتیم .لبخند

ممنون از دوستانی که ابراز محبت کردند و احوالپرسی کردند که

انشاءالله بزودی به تک تکشون سر میزنم و بازدید پس می دم .

به من زنگ بزن

/ 2 نظر / 7 بازدید
طلبه شنگول

دختر کوچک به مهمان گفت : میخوای عروسکامو ببینی ؟ مهمان با مهربانی جواب داد : بله ، حتما ! دخترک دوید و همه ی عروسکهارو آورد ، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن ولی دربین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود … مهمان از دخترک پرسید : کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ؟ و پیش خودش فکر کرد : حتما اونیکه از همه قشنگتره … اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت : اینو بیشتر از همه دوست دارم ! مهمان با کنجکاوی پرسید : این که زیاد خوشگل نیست ؟!؟! دخترک جواب داد : آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه اونوقت دلش میشکنه[قلب شکسته]