پس یاران ما کجا هستند ؟....

بیست کیلومتر مانده به کربلا شهریست بنام " حله " که اکثر مردم آنجا  افرادی مومن و

عاشق امام زمان ( عج ) هستند .

یکی از این عشاق شوریده امام زمان ( عج ) فردیست "شیخ محمد حلاوی " نام که

صبح های جمعه سر به بیابان میگذاشت و دعای ندبه می خواند و از هجر آقا و مولای

خودفریادمیکشید و ناله و شکایت میکرد .

یک روز جمعه که مشغول ندبه و زاری و شکایت بود مولایمان را می بیند .

آقا می پرسند شیخ محمد برای چه اینهمه ناله و شکایت میکنی ؟

شیخ محمد میگوید " آقا مگر تعداد سربازان شما کامل نشده پس چرا ظهور نمیفرمایید

مثلآ در همین شهر خودمان حله همه عاشق و منتظر شما هستند و آماده ی خدمت "

آقا می فرمایند " بسیار خوب برو چهل نفر از عاشقان و منتظران واقعی مرا جمعه ی

آینده در منزلت جمع کن ولی قبل از آن دو گوسفند ببر داخل پشت بام و فلان قصاب را

هم صدا کن، من آنروز می آیم ."

شیخ محمد خوشحال برمی گردد و چهل نفر از عاشقان آقا را برای جمعه وعده می گیرد

و همچنین قصاب را ولی قبل از آمدن آنها دو گوسفند را به پشت بام میبرد .

صبح روز جمعه همه در خانه شیخ محمد منتظر آمدن آقا بودند که می بینند حیاط روشن

شد . وقتی سر را بالا می گیرند می بینند امام بر پشت بام ایستاده و قصاب را صدا

میزند .قصاب روی بام میرود و امام به او امر میفرمایند سر گوسفند را کنار ناودان ببرد .

مردمی که در حیاط بودند می بینند خون از ناودان جاری شد .

بعد آقا ، به شیخ محمد می گوید بر بالای بام رود و به قصاب می گوید سر دومین

گوسفند را کنار ناودان ببرد .

پس از آن به شیخ محمد می فرمایند " حالا بر و به منتظران ما بگو بیایند بالا "

شیخ محمد خوشحال به سمت حیاط می دود و می بیند در حیاط باز است و همه ی

منتظران فرار کرده اند .

 

پ.ن.1. همه فکر میکنند امام( ع ) پس از ظهورشان کشتار راه می اندازند در حالیکه

اینطورنیست ایشان جنگی دارند که حدود نود روز طول میکشد و این جنگ با سردمداران

کفر استکه به هیچ وجه ولایت ایشان را قبول نمی نمایند .

در حالی که مردم عادی هر چند گناهکار باشند با دیدن حقانیت ایشان به وی ملحق

می شوند و ولایت ایشان را می پذیرند .

و پس از این جنگ استکه همه ی مردم از برکت امام به درجه ی بالای کمال عقلی و

رشد علمی و آرامش و آسایش میرسند .

 

پ. ن. 2. خوب است همه بصیرت و دانش خود را نسبت به امام زمان (عج ) و رافت

ایشان افزایش دهیم و این آگاهی را به همه منتقل نماییم .

/ 4 نظر / 22 بازدید
عمه

سلام.منکه کم ازرافت امام ازکوچکی شنیدم همش توگوشمان گفتن خون تاچکمه میشود.ممنون ازبیان مطلب.انشالله بچه هامون مثل ماکم نشوند.[ناراحت]اللهم عجل لولیک الفرج [گل]

زینب

اللهم عجل لولیک الفرج

جواد

سلام ماجرای جالبی بود ولی کاش منبعی رو هم می نوشتید .. موفق باشید