این سینه ات مکان نشست کسی نشد ...

تنها امام سامره ، تنها چه می کنی ؟

در کاروان سرای گداها چه میکنی ؟

دارم برای رنگ ِتنت گریه می کنم

پایِ نفس نفس زدنت گریه می کنم

باور کنیم حُرمت تو مستدام بود ؟

یا بردنِ تو ، بردن ِ با احترام بود ؟

باور کنیم شآن تورا رد نکرده است ؟

این بد دهانِ شهر ، به تو بد نکرده است؟

گرد و غبار ، روی تو ای یار ریختند ...

رویِ سر تو ، از در و دیوار ریختند ...

مردِ خدا کجا و اینهمه تحقیر ، وایِ من

بزم شراب و آیه ی تطهیر ، وایِ من

هر چند بین ره ، بدنت را کشید و بُرد

دستِ کسی به روی زن و بچه ات نخورد

باران نیزه ، نیزه نصیب تنت نشد

دست کسی مزاحم پیراهنت نشد

این سینه ات مکان نشست کسی نشد

دیگر سر تو دست به دست کسی نشد

 

علی اکبر لطیفیان

/ 6 نظر / 21 بازدید
عمه

الهی خدالعنت کندهمه ی انانی که دست خرابی مرقدمطهرنمودن.اقای مظلوم مهربان بفریاد دل مضطرمابرس[گریه]متقابلا تسلیت میگم

عمه

یاحسین ادرکنی(سری که دست بدست شد)

رضا روشنی از جمجمه ات را بخدا بسپار

خنده تو را چند صباحیست ندیده امیکبار دگر خانه ات آباد بگو “سیـــــــــــــــــــــــــــــب ” بروزم با مطلبی بانام : ای که نام پاک تو گشته رمز عاشقی … منتظرم بیایید …

کوثر

رجب یعنی اشک توبه در قنوت خواندنش با نام غفار الذنوب رجب یعنی چشمها هم در رکوع شرمگین از نام ستار العیوب رجب یعنی سر سجود و دل سجود ذکر یارب یارب از عمق وجود سلام علیکم ممنون از حضور پرمهرتان، باز هم قدم رنجه بفرمایید. [گل] اللّهم عجّل لولیک الفرج [گل]

نازنین زهرا

شب آرزوهاست ... قاصدکی به دست باد دادم و عهد بسته ام تا رسیدنش به مقصدبرایتان دعا بخوانم. نگاهتان به آسمان باشد چرا که من بهترین آرزوها را برایتان به قاصدک سپردم تا به خدا برساند. التماس دعا!

طلبه شنگول

رجب بهانه ای است برای دوستی با خدا لحظه هایتان سرشار از این دوستی باد .