بازم شب جمعه ...

بازم شب جمعه شد و شب زیارتی شما .

السلام علیک یا ابا عبدالله ....

شبای جمعه دلم میاد پیشتون . هوایی تون میشم . اما میدونید شبای جمعه برام یادآور

یه زیارت دیگه هم هست . زیارت اهل قبور ...

السلام علی اهل لا اله الا الله ...

میرم بهشت زهرا و خودمو میرسونم سر قبر عزیزم .

بهش میگم سلام بی وفا ....و میشینم و زل میزنم به عکسی که اتفاقا اونم زل زده به

من ...

حرفامو میزنم و اونم همونطور با لبخندش منو نگاه میکنه .

بهش میگم این که نشد .هر بار میام و کلی برات حرف میزنم و تو فقط خنده تحویلم

میدی و اون بازم می خنده و هیچی نمیگه .

گلارو پرپر میکنم رو قبری که هنوز از آبی که باهاش اونو شستم خیسه . تو دلم میگم

سردت شد ؟ حقته ... تا تو باشی حرفای منو بی جواب نذاری و گلارو دور اسم قشنگش

می چینم . انگشتام از زور سرما حس ندارن . دستکشامو دستم میکنم و یه نگاه به

خنده قشنگش می کنم و می گم خداحافظ رفیق ....

رفیق نیمه راه .....

 

/ 0 نظر / 132 بازدید