آغاز پیاده روی ...

مقصد کربلای معلا ....

روز دوشنبه ساعت 11 راه افتادیم . تمام طول مسیر پیاده روی نجف تا کربلا،تیرهای برق

به فاصله 50 متری هم وجود دارد که از شماره 1 تا 1460 شماره گذاری شده اند و به 

نوعی خط نشان هستند که چقدر از مسیر طی شده و چه قدر باقی است .

روز اول تا تیر شمار 360 راه رفتیم و ساعت هشت شب به موکبی(اونجا به هیئت موکب

می گن )رسیدیم صاحبان موکب با آغوش باز از ما استقبال کردند و برای ما وسایل

استراحت مثل تشک و پتو و بالش آوردند و همچنین با شام از ما پذیرایی کردند .

صبح فردا ساعت 8 راه افتادیم و کمی بعد من حواسم رفت پی عکاسی و همه را گم

کردم .تا شب کسی رو پیدا نکردم و با بچه های هیئت دانشگاه هنر همسفر شدم .

شب به تیر 900 رسیدیم و طبق معمول صاحبان موکب با آغوش باز از ما استقبال

کردند . صبح ساعت دو و نیم راه افتادیم و اذان ظهر دروازه کربلا بودیم .

منزل یکی از اهالی نماز ظهر رو خوندیم و راه افتادیم به سمت حرم مطهر امام حسین ع

و حضرت عباس ع .

حدود 4 بعد از ظهر گنبد و گلدسته طلایی آقا حضرت عباس رو زیارت کردیم و با دیده

گریان سلام کردیم ...

گفتم آقا جون رسیدیم . همه سالم بدون اینکه کسی به ماجسارت کنه و یا کتک بخوریم

و یا توهین بشنویم . هر جا رسیدیم فقط احترام دیدیم و احترام ...

یاد رقیه خانم بودم و با درد پاهام یاد خانم حضرت زینب می افتادم و تاولا ی پاهام منو

یادآقام امام سجاد می انداخت ...

لحظات زیبا یی بود . پر از احساس ناب با حسین ع بودن و همسفر خواهر مظلومش

شدن .... نه ، نه ... ما کجا و خانم زینب کجا .....خستگی ما کجا و خستگی ایشون

کجا ...

 

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید