همه کج رفته اند ... حتی میخ ...

چند تایی زدند با پا در

تا که افتاد روی زهرا ... در

گیرم از دست سنگ ها نشکست !

چه کند بار شیشه اش با ... در

همه کج رفته اند ... حتی میخ ...

همه لج کرده اند ... حتی در...

کم نیاورده است ، اما شال...

کم نیاورده است ، اما در ...

سرش از ازدحام ، ناچارآ...

یا به دیوار می خورد یا در ...

می کشیدند از توی کوچه

فاطمه را یکی یکی تا در ...

دختری داد می زند : بابا ...

دختری داد می زند : مادر ...

 

 

( علی اکبر لطیفیان )

/ 0 نظر / 29 بازدید