راستی آقا جونم ...نوکر نمی خواهید ؟....

سلام آقا جونم

نمی دونم بهتون تسلیت بگم بخاطر شهادت پدر بزرگوارتون ، یا تبریک بخاطر به امامت

رسیدنتون .

هر چند می دونم دلتون هنوز پردرده و چشمان زیباتون پراشک اونم بخاطر همچون

پدری که تو دنیا همتا نداشته و اینم می دونم صبور ترین و راضی ترین فرد به رضای

خدا تو دنیا فقط شما هستید و بس .

شما هم مثل پدر و اجداد بزرگوارتون لنگه نداریدو این تسلیت گفتن ما برا اینه که بگیم

آقا جون تو درد شما شریکیم .

آقا جون چکاری از دست ما بر میاد براتون انجام بدیم ؟

و بازم میدونم تبریک گفتن ما هم بی معناست چون مطمئنآ شما مثل ما نیستید که

ازین مناصب ذوق زده بشید .

راستی آقاجونم میخوام بپرسم کشیدن بار دنیا روی شونه های کودکی سخت نبود ؟

پنهان شدن از ترس دشمنانی که قصد جونتونو کرده بودن سخت نبود ؟

دیدن غصه ها واشکهای مادر براتون سخت نبود ؟

اینهمه ترس و غصه برای کودکی به سن شما سخت نبود ؟

از اینکه ماها اصلآ به یاد شما نیستیم براتون سخت نیست ؟

از اینکه ما راحت زندگی میکنیم و شما رو تو غربت و تنهایی رها کردیم سخت نیست ؟

میدونم که خیلی سخته .

سخته آدمایی مثل ما دم از عشق شما بزنند و فراموشتون کنند ...

گاهی وقتا فکر می کنم شما اهل بیت حیف بودید و ما لیاقت شماهارو نداشتیم و

نداریم ...

آقا جونم دعا کنید ما لایق امامی چون شما باشیم ....

دعا کنید ما قدر امامت و ولایت شما رو درک کنیم ...

دعا کنید ما منتظر واقعی باشیم براتون ...

راستی آقاجونم ....نوکر نمی خواهید ؟.....

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید