نامه ی اعمال نوکرها بدست فاطمه است ...

چشم خشک از چشمهای تر خجالت می کشد

چشمه وقتی خشک شد ، دیگر خجالت می کشد

سوختن در شعله ی دل ، کمتر از پرواز نیست

هر که اینجا نیست خاکستر ، خجالت می کشد

بستن در بهر شرمنده شدن ، بی فایده است

این گدا وقت کرم بهتر خجالت می کشد

لطف این خانه زیاد ، وخواهش ما نیز کم

دست های این سائل از این در خجالت می کشد

طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی

بیشتر، با دیدن مادر خجالت می کشد

تا عروج فاطمه ، جبریل را هم راه نیست

در مسیر عرش ،بال و پر ، خجالت می کشد

حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است

با ورود فاطمه ، محشر خجالت می کشد

نامه ی اعمال نوکرها بدست فاطمه است

آن قدر می بخشد و .... نوکر خجالت می کشد

آنچه مادر می کشد دردش به دختر می رسد

گر بیفتد مادری ، دختر خجالت می کشد

دست این از دست آن و .... دست آن از دست این

آه ... دارد همسر از همسر خجالت می کشد

هر کجا حرف " در " و " دیوار " و ....از این چیزهاست

چشم خشک از چشمهای تر خجالت می کشد .

 

 

**علی اکبر لطیفیان

 

/ 2 نظر / 74 بازدید
شهیدبی پلاک

عجب به عهد رسول خدا وفا کردند فزون ز حد توان بر علی جفا کردند به جای لاله و گل بار هیزم آوردند شراره هدیه به ناموس کبریا کردند هزار مرتبه خشم خدا بر آن امت که قصد سوختن خانة خدا کردند

saraa

شماام با افتخار لینک شدین